Part 3

،ت ویو

امروز زود دانشگاهم تموم شد و به سمت خونه راه افتادم ماشین دارم اما پیاده روی رو بیشتر دوست دارم برای همین پیاده حرکت کردم تو راه یهو به یه پسری برخورد کردم ازش عذرخواهی کردم تا سرمو آوردم بالا دیدم همون پسریه که دیروز تو پارک دیدمش

کوک : تو همون دختر دیروزی نیستی ؟

ا،ت: اره همونم ازتون معذرت میخوام

کوک : نمیبخشمت

ا،ت: چی!

کوک : باید برام جبران کنی

ا،ت: خب چیکار کنم

کوک : باید باهام بیای رستوران

ا،ت: اما.... اگه این کارو کنم میبخشم؟

کوک : البته

ا،ت: خیلی خب قبوله حالا کجا بریم

کوک : من یه رستوران خوب میشناسم همین نزدیکی ها هم هست

ا،ت: اکی پس بریم

ا،ت و کوک رسیدن به رستوران
دیدگاه ها (۱)

Part 4

Part5

Part 2

Part 1

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط